گفت وگو با حافظ موسوی در سال روز تولدش

این گفت‌وگو در سال 1390 انجام شده

 

منبع: آفتاب

امروز (دوشنبه، ۱۵ اسفندماه) زادروز پنجاه وهفت سالگی حافظ موسوی است.

این شاعر به این مناسبت عنوان كرد: من ۱۵ اسفند سال ۱۳۳۳ در رودبار در یك خانواده ی متوسط الحال متولد شدم. پدر و برادر بزرگ ترم به شعر و ادبیات علاقه مند بودند و طبیعتا زمینه های خانوادگی در گرایش من به شعر بی تأثیر نبوده است و بعدش این گرایش بیش تر شد.

او درباره ی روند شاعر شدن خود گفت: برای شاعر شدن تصمیمی در كار نیست؛ آدم ناخودآگاه به جایی می رسد كه درگیری با شعر و كلمه به بخشی از وجودش تبدیل شده و راه خلاصی هم از آن نیست. البته هیچ دلیلی هم نیست كه من شخصا بخواهم از این درگیری خلاص شوم.

موسوی درباره ی رودبار و فضای ادبی آن در روزگار نوجوانی و جوانی خود، گفت: شهر ما، شهر كوچك و بدون امكاناتی بود. تا سال ۴۷ یا ۴۸، شهر ما حتا یك كتابخانه نداشت كه در همین سال ها، كتابخانه ای از سوی كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان ایجاد شد كه فرصتی بود برای ما به عنوان كسانی كه دغدغه ی شعر و ادبیات داشتیم. در این كتابخانه ما گروه روزنامه نگاری تشكیل دادیم. اولین گروه شعر را با بچه های كتابخانه تشكیل دادیم و یك كتابدار بافرهنگ و با اندیشه ی مثبت داشتیم كه بسیار بیش تر از آن چه وظیفه اش ایجاب می كرد، به ما كمك می كرد. سپس یك گروه ادب با دوستانم در رودبار تشكیل دادیم با نام گروه ادبی «نیما» كه شب شعرهای منظم در آن جا برگزار می شد و بعد من برای ادامه ی تحصیل به تهران آمدم.

او درباره ی ادامه ی تحصیل خود در تهران گفت: من سال ۵۶ به تهران آمدم و در دانشگاه ملی، زبان و ادبیات فارسی خواندم، بعد انقلاب فرهنگی شد و بعد هم در تهران ماندگار شدم. اوایل دهه ی ۶۰، كشور در شرایط ویژه ای بود تا این كه دوباره مطبوعات جدیدی پا به عرصه گذاشتند و «دنیای سخن»، «تكاپو» و «گردون» منتشر شدند. در همین سال ها بود كه من اولین مجموعه ی شعرم را با یك وقفه در چهل سالگی در سال ۷۳ با نام «دستی به شیشه های مه گرفته ی دنیا» منتشر كردم. شانسی هم نصیب این مجموعه شد كه مورد استقبال قرار گرفت و جایزه ی «گردون» را از آن خود كرد.

موسوی افزود: بعد از آن در همان سال های دهه ی ۷۰ با جمع دوستانم گروه شعری را تشكیل دادیم كه بعدا به شاعران دهه ی ۷۰ معروف شد. بعد از درگذشت منوچهر آتشی، اداره ی كارگاه شعر «كارنامه» را بر عهده گرفتم و با هنرجویان این كارگاه، مجله ی شعر «وازنا» را راه انداختیم.

این شاعر همچنین درباره ی فضای ادبی تهران در سال های جوانی خود گفت: من سال ۵۶ كه به تهران آمدم، جامعه ی آن سال ها به شدت درگیر التهاب های سیاسی بود و تحولات سیاسی كل جامعه، محیط های دانشجویی و روشنفكری را به تلاطم وارد كرده بود و ادبیات هم در همان راستا معنا پیدا می كرد و تا دوره ی بعد از جنگ، شرایط مناسب برای فعالیت ادبی فراهم نبود.

او ادامه داد: در اواخر دهه ی ۶۰ فضا باز شد. روزنامه هایی منتشر شد و دهه ی ۷۰ سرآمدی برای ادبیات بود. ادبیات با گذراندن یك سری تجربه های جدی و گاه پرتناقض، از دوره ی نیما كه سیر مدرنیسم آغاز شده بود، تا دهه ی ۶۰ ادامه پیدا كرد. در دهه ی ۷۰ با پیشگامی شعر، تحولی جدی در ادبیات رخ داد و موج دوم مدرنیسم شكل گرفت. در این دوره دانشگاه ها فعال بودند. حضور مطبوعات و جریان های روشنفكری در این سال ها پررنگ بود و این عوامل در كنار هم فضای زنده ای ایجاد كرده بود كه به گمان من، هنوز هم هست و در این دهه، به درستی مورد ارزیابی قرار نگرفته است.

حافظ موسوی سپس درباره ی كارهایی كه در كنار شعر انجام داده است، گفت: من در ۲۰ ـ ۳۰ سال گذشته، به دلیل شرایط، مانند بسیاری دیگر، انواع و اقسام كارها را كرده ام. دوره ای كارهای مالی و حسابداری كردم و بعد به سوی كارهای تبلیغات و گردشگری كشیده شدم. در حاشیه هم با مطبوعات و مجلات همكاری داشتم، تدریس در حوزه ی شعر را داشته ام و همواره من و امثال من مجبور بوده ایم در كنار شعر، كارهای دیگری را به اجبار انجام دهیم. اما آدم باید خوش شانس باشد كه فضای كارش نزدیك به ادبیات باشد و برای من این خوش شانسی وجود داشت.

این شاعر در ادامه در توضیحاتی درباره ی شعر خود گفت: من شعر را مانند دیگر شاعران غریزی شروع كردم. فرهنگ ایرانی هم بسیار آماده است كه انسان احساسات و عواطفش را در قالب شعر بیش تر ببرد. اما جایی در شعرم احساس می كنم تعقل بیش تر است. رویكرد اجتماعی در شعر نسل ما زیاد است و شعر من هم در سال های دهه ی ۵۰ و ۶۰ از تحولات اجتماعی متأثر بوده است.

او در ادامه خاطرنشان كرد: آن چه دیگران درباره ی شعر من گفته اند، این است كه در یك دوره نوعی طبیعت گرایی دارد؛ نه از جنس رمانتیسم؛ بلكه از جنس نوعی بیان شعری از مسائل ساده. من هرگز شیفته وار به سراغ جریان های نو و فضاها نرفته ام و سعی كرده ام با احتیاط حركت كنم.

حافظ موسوی درباره ی این كه از میان شعرهای خود كدام را دوست دارد، گفت: هر دوره ای یكی از شعرهایم برایم جاذبه داشته؛ اما شعری كه همواره برایم جالب بوده، شعر اول مجموعه ی « سطرهای پنهانی» است كه این شعر انعكاس گسترده ای پیدا كرد و برای خود من فارغ شدن از یك رؤیا و كابوس بیست بیست وپنج ساله بود و بر این گمانم كه دوره ای جدید را در كار من ایجاد كرد. این برایم راحت تر است كه بگویم از هر مجموعه ، از كدام شعرها راضی نیستم. اگر «شعرهای جمهوری» را الآن می نوشتم، برخی شعرها را با فشردگی بیش تری می نوشتم. از میان مجموعه ی اول هم ۱۰ تا ۱۵ شعر آن هنوز مرا راضی می كند.

به گزارش ایسنا، حافظ موسوی زاده ی ۱۵ اسفند سال ۱۳۳۳ در رودبار است و از آثار منتشرشده ی او، مجموعه های شعر «دستی به شیشه های مه گرفته ی دنیا» (برنده ی جایزه ی گردون)، «سطرهای پنهانی»، «شعرهای جمهوری»، «زن، تاریکی، کلمات» و «خرده ریز خاطره ها و شعرهای خاورمیانه» (برنده ی جایزه ی شعر خبرنگاران) هستند. دیگر كتاب او هم «پانوشت ها» (پنج مقاله در حواشی نظریه های ادبی) است.