شعر 16از شعرهای جمهوری
کمی زودتر
بهار را کمی زودتر
پشتِ پنجره میآویزم
( فقط سه چار شاخهی گیلاس ...)
و میدهم به پیرمردی که آن طرفِ کوچه ، زیرِ بید ،
قلمدان میسازد
که قاب بگیرد
نگو نمیشود.
شده است.
و قاب را کمی زودتر
پشت پنجره میآویزم.
اما بهار نیست
چیزی است بین آذر و اسفند
شاید کمی نسیم
کمی نسیان
باید صدای قاه قاهِ پیرمرد خنزر پنزری بوده باشد
(خیال کرده بودم قناریِ کوچکی است که میخوانَد )
اما
چیزی است در همین حدود
بهار، پنجره ، اسفند ، قه قه ، چَه چَه ...
که جفت و جور نمیشود.
نشد.
هر چند آن سه چار شاخهی گیلاس ...
فروردین 78
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:1 توسط حافظ موسوی
|
بهار را کمی زودتر