کمی زودتر

 

 

بهار را کمی زودتر

پشتِ پنجره می‌آویزم

 

( فقط سه چار شاخه‌ی گیلاس ...)

 

و می‌دهم به پیرمردی که آن طرفِ کوچه ، زیرِ بید ،

قلمدان می‌سازد

که قاب بگیرد

 

نگو نمی‌شود.

شده است.

و قاب را کمی زودتر

پشت پنجره می‌آویزم.

 

اما بهار نیست

چیزی است بین آذر و اسفند

شاید کمی نسیم

کمی نسیان

 

باید صدای قاه قاهِ پیرمرد خنزر پنزری بوده باشد

(خیال کرده بودم قناریِ کوچکی است که می‌خوانَد )

اما

چیزی است در همین حدود

بهار، پنجره ، اسفند ، قه قه ، چَه چَه ...

که جفت و جور نمی‌شود.

نشد.

 

هر چند آن سه چار شاخه‌ی گیلاس ...

 

فروردین 78